محمد أبو زهرة ( مترجم : حسين صابرى )

24

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى )

ج : هر كس از مكّه به مدينه رود پيامبر ( ص ) او را به مكّه باز خواهد گرداند و هر كس از مسلمانان مرتد شود و از مدينه به مكّه رود مكّيان موظف به بازگرداندن او نخواهند بود . د : هر كس بخواهد مىتواند با محمد ( ص ) همپيمان شود و تعهّدات او را بپذيرد و هر كه نيز بخواهد مىتواند با قريش همپيمان شود و تعهّداتى را كه آنان دارند بپذيرد . پس از برقرارى اين توافق شفاهى عمر اندوهگين و خشمناك ايستاد و به ابو بكر گفت : « اى ابو بكر آيا رسول خدا ( ص ) بر حق نيست ؟ » گفت : « چرا » . گفت : « آيا ما مسلمان نيستيم ؟ » پاسخ داد : « چرا » . پرسيد : « مگر آنان مشرك نيستند ؟ » در پاسخ اظهار داشت : « چرا » . آنگاه گفت : « پس چرا در دين خود پيمان ذلت به آنان مىدهيم ؟ » . ابو بكر به وى پاسخ داد : « به فرمان او پايبند باش كه گواهى مىدهم او رسول خداست » . عمر نيز گفت : « من هم گواهى مىدهم كه او رسول خداست » . وى سپس نزد رسول اكرم ( ص ) آمد و گفت : « اى رسول خدا ( ص ) آيا تو پيامبر خداوند نيستى ؟ » فرمود : « چرا » . پرسيد : « آيا ما مسلمان نيستيم ؟ » فرمود : « چرا » . سؤال كرد : « آيا آنان مشرك نيستند ؟ » فرمود : « چرا » . پس گفت : « بنابراين چرا در دين خود پيمان ذلّت به آنان مىدهيم ؟ » پيامبر مهربان در پاسخ او فرمود : « من بندهء خدا و رسول اويم . هرگز با فرمان او مخالفت نخواهم كرد و او نيز مرا وانخواهد گذاشت » . در اين هنگام خاطر عمر آسوده شد و دريافت كه اين كار به فرمان خداوند صورت گرفته است . بدين ترتيب خشم او فرونشست و از كار خود پشيمان شده ، بعدها نيز مىگفت : « از بيم آن سخن و از بيم كارى كه آن روز انجام دادم پيوسته نماز خواهم خواند و روزه به جاى خواهم آورد و صدقه خواهم داد و برده آزاد خواهم كرد » .